ابراهيم كريمي متولد سال 1346 در روستاي عرب بوران گاليكش، دانشآموخته كارشناسي برنامهريزي
شهري و كارشناسي ارشد شهرسازي است. وي شهردار گاليكش، فرماندار بندرگز و كلاله و رئيس
هيئت ژيمناستيك استان گلستان بوده است. تدريس در دوره آموزشي شهرداران و شوراي شهر
و رياست هيئت موسس دانشگاه آزاد اسلامي بندرگز و كلاله نيز در كارنامه او به چشم ميخورد.
همچنين انتخاب به عنوان معلم نمونه استان، شهردار نمونه ، فرماندار نمونه و مدير
نمونه استان، فرماندار نمونه كشور و مدير نمونه ملي از جمله موفقيتهايي است كه او
كسب كرده، در حال حاضر نيز علاوه بر تدريس در دانشگاه و آموزش و پرورش، در جامعه مهندسان
شهرساز، هيئت رئيسه گروه شهرسازي استان، سازمان نظام مهندسي و انجمن مهندسين فضاي سبز
ايران عضويت دارد، برادر شهيد داراي سوابقي در انقلاب و دوران دفاع مقدس دارد. با اين
همه در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي رد صلاحيت شد و امكان حضور در اين عرصه
را از دست داد. مصاحبه زير ناگفتههايي از اين ماجراست.
سرويس سياسي
آقاي كريمي، در حوزه انتخابيه مينودشت و كلاله تا قبل از شروع تبليغات رسمي، آگاهان
سياسي شما را يكي از سه شانس اول راهيابي به مجلس ميدانستند، اما با شروع تبليغات
رسمي، شاهد غيبت شما در ميان كانديداهاي معرفي شده بوديم! ماجرا از چه قرار بود؟
با سابقهاي كه از خود داشتم، هيچ گاه به ذهنم خطور نميكرد كه روزي شاهد باشم كه امكان
حضور در انتخابات را از دست بدهم. به همين جهت با برنامهاي مدون و حساب شده پا به
عرصه انتخابات گذاشتم. اقبال عمومي مردم كه روز به روز بهتر ميشد و اسباب تعجب همه
تحليلگران انتخاباتي را فراهم ساخته بود، باعث شده بود كه انگيزهام دو چندان شود و
همين موضوع نيز سبب شد كه برخي رقبا به جاي پرداختن به تبليغات خود، به حذف بنده بينديشند
كه در نهايت هم با رد صلاحيت اين جانب امكان حضور در انتخابات را از بنده سلب نمودند.
شوراي نگهبان هميشه اعلام كرده است دلايل رد صلاحيت را فقط به خود كانديداها اعلام ميكند.
آيا به شما چنين چيزي اعلام شده است؟ دلايل رد صلاحيت شما چه بود؟
من در هيئت اجرايي شهرستان تائيد صلاحيت شدم و در هيئت نظارت استان، عدم احراز صلاحيت
را به بنده ابلاغ نمودند و در نهايت در شوراي نگهبان به دليل عدم التزام به ولايت فقيه
رد صلاحيت شدم. من به جد اعتقاد دارم كه شوراي نگهبان در تائيد يا رد صلاحيت كانديداهاي
شهرستانهايي چون مينودشت و كلاله نظر هيات نظارت استان برايشان تعيينكننده است و
اين موضوع را در پيگيريهاي خودم كاملاً احساس كردم، به طوري كه به صراحت بيان ميكردند
كه استان روي رد صلاحيت شدن شما اصرار بسياري دارد. نكته اين كه قانون صراحت دارد كه
كانديداهاي رد صلاحيت شده ميتوانند يكي از اعضاي شوراي نگهبان را ملاقات نمايند، اما
متاسفانه علي رغم اين كه بسياري از افراد از استانهاي ديگر اين امكان را يافتند، از
بنده اين فرصت را دريغ كردند كه حتم داشتم در صورت امكان ملاقات، شرايط به گونهاي
ديگر رقم ميخورد.
پيشينه شما بر آگاهان سياسي منطقه پوشيده نيست؛ برادر شهيد و جانباز، رزمنده و فرمانده
دوران دفاع مقدس، پايهگذار پايگاه مقاومت بسيج در منطقه، فرمانده گروهان گردان عاشورا،
مدير نمونه در سمتها و پستهاي مختلف، فرماندار نمونه كشور و در نهايت مدير نمونه
ملي. با چنين پيشينهاي حيثيت شما با حيثيت انقلاب و نظام گره خورده است، چرا هيچ ارگان،
نهاد و مقامي به دفاع از شما برنخاست؟
وقتي عدهاي مصرانه به دنبال نرفتن بنده به مجلس بودند كه جايي براي حمايت نبود. بنا
بود شكوائيهاي تقديم شوراي محترم نگهبان نمايم. از ائمه جمعهاي كه در دوران مسووليتم
در خدمتشان بودم، تائيديه دريافت نمودم كه اگر اين مدارك در اختيار شوراي نگهبان قرار
ميگرفت يقيناً تاثيرگذار بود، اما تماسهاي حضوري و تلفني با اين بزرگواران به قدري
شدت گرفت كه برخي ناگزير از پس گرفتن حمايت خود شدند. با چنين شيوهاي آيا جايي براي
حمايت افراد ذي نفوذ باقي ميماند؟!
متاسفانه امروز منافع حزبي و گروهي با منافع شخصي به هم گره خورده است، اگر نگاهي به
برخي مطبوعات استان بيندازيد، متوجه اين قضيه ميشويد كه علاقهاي به پيگيري حقوق رد
صلاحيت شدگان نداشتند و حتي از درج اخبار هم به سادگي ميگذشتند. در ميان رسانههاي
سراسري هم وقتي مدير مسوول روزنامه اعتماد رد صلاحيت ميشود، در اعتراض به اين موضوع
تيترهاي روزنامه به رد صلاحيتها اختصاص مييابد و به محض تائيد صلاحيت مدير مسوول،
گويا همه چيز درست شده و هيچ اتفاقي نيفتاده، يعني يك روزنامه سراسري با رد و تائيد
مدير مسوول به يكباره تغييراتي اساسي ميكند. وقتي چنين روالي بر رفتارهاي سياسي ما
حاكم ميشود، ديگر چه انتظاري ميتوان داشت؟!
يكي از دلايل رد صلاحيت بنده يقيناً به برداشت متوليان امر از نگرش سياسيام مربوط
است، اگرچه عملكرد 10 ساله مديريتي بهترين مصداق است، اما شما به عملكرد اصلاحطلبان
در انتخابات هم توجه بكنيد.
هيچ بيانيهاي، هيچ جلسهاي و متاسفانه حتي يك تماس تلفني از اصلاحطلبان نداشتم كه
چرا رد صلاحيت شدم و يا درخواست پيگيري داشته باشند و اين به دو موضوع برميگردد. يكي
اين كه برخي از اين افراد مدتها قبل در نشستهاي انتخاباتي با ديگران به توافق رسيده
بودند و دليل حمايتشان عملكرد مناسب كانديد مورد نظرشان در مجلس ششم بود كه با اصلاحطلبان
همراهي خوبي داشتند و برخي ديگر هم به درصد موفقيت كانديداها توجه داشتند كه مديريتشان
تداوم داشته باشد و يا بار ديگر امكان پيدا كنند كه در مناصب مديريتي حضور پيدا كنند!
به واقع اين جا هم منافع گروهي و حزبي قرباني منافع شخصي ميشود. اين جاست كه شما غربت
را به معناي كامل احساس ميكنيد، به واقع آمدنم در غربت بود و رفتنم با سكوت عجين شده
بود.
بسياري اعتقاد دارند از مدتها قبل براي گرفتن نتيجهاي كه در انتخابات 24 اسفند در
حوزه مينودشت و كلاله رخ داد برنامههاي مدوني در جريان بوده است. آيا شما از اين برنامهها
آگاه بوديد و اگر آگاه بوديد آيا اقدامي نيز در جهت مقابله با آنها داشتهايد؟
يك سال قبل از انتخابات، انتصاباتي در سطح مسوولين شهرستان مينودشت و كلاله صورت گرفت
كه حاكي از حمايت همهجانبه از رقيب بنده بود. نقطه شروع حمايت ديگري و حذف بنده از
همينجا رقم خورد. بركناري معاون فرماندار كلاله و انتصاب رئيس ستاد انتخابات يكي از
كانديداهاي مجلس به سمت معاون فرماندار و انتصاب يكي ديگر از اعضاي ستاد انتخاباتي
نامبرده به سمت معاون اداره آموزش و پرورش كلاله و بسياري از انتصابات گواه صادقي از
تصميم جدي مسوولين فعلي استان براي فتح كرسي مجلس هشتم در اين شهرستان بود و اين موضوع
ناشي از اراده كسي بود كه انتخاب نمايندگان استان را پيش زمينه استانداري خود ميدانست
و به واقع ايشان حمايتش از كانديداها نه بر مبناي اصولگرايي، بلكه بر مبناي رسيدن به
منصب استانداري بود.
عدهاي اعتقاد داشتند قبل از انتخابات، شما در لاك محافظهكاري فرو رفتهايد. آيا بهتر
نبود مسايل را روشن و بيپرده با مردم در ميان ميگذاشتيد؟ با چنين رويكردهايي هزينه
رد صلاحيت شما بسيار بيشتر ميشد.
بنده 10 سال سابقه اجرايي در استان داشتم. همگان ميدانند مشي بنده در مديريت اعتدال
بود و تنها توجه و تاكيدم كار بود و چنين رويهاي باعث اين شد كه بنده در بندرگز، كلاله
و گاليكش به گونهاي انجام وظيفه نمايم كه مورد وثوق همه جريانهاي سياسي قرار گيرم،
اگرچه امروز معتقدم رويه اعتدال و ميانهروي ارزشي در كشور ندارد و به واقع امثال بنده
قرباني نگاه انحصارطلبانه تندروهاي سياسي هستيم. در جريان انتخابات هم به دنبال همان
مشي بودم كه در دوران مديريتم اعمال ميكردم، گرچه ممكن بود به نتيجه هم نرسم، اما
اعتقاد داشتم و بر همين اساس بود كه مردم نيز مرا در بين خود پذيرفتند.
روزي كه آقاي قندهاري بنده را دعوت کرد كه از كانديداتوري اعلام انصراف نمايم، به ايشان
عرض كردم كه با خيال راحت بنده را رد صلاحيت كنيد، چرا كه كريمي خود را متعلق به نظام
ميداند و با اين برخوردها اعتقادش راسختر ميشود و نه خود و نه طرفدارانش هيچ واكنشي
از خود نشان نخواهند داد و ديديد كه عليرغم درخواستهاي بسيار طرفدارانم، آنها را
به خويشتنداري دعوت كردم و خواستم كه حضور حداكثري در انتخابات داشته باشند. به واقع
من براي رقيبم بهترين رقيب و براي هيأت نظارت استان بهترين كانديد رد صلاحيت شده بودم.
روشهاي تبليغي شما ميتوانست در فشار افكار عمومي به مراجع تصميمگيرنده در تعيين صلاحيت
بسيار موثر باشد، چنان كه در بسياري از شهرهاي ديگر شاهد آن بوديم. آيا شما از اين
ابزار استفاده كرديد؟
بنده به آرمانهاي انقلاب متعهد بودم، سالهاي عمرم با ارزشهاي انقلاب عجين شده بود
و نميخواستم براي رسيدن به منصب وكالت، ذرهاي خدشه به اعتقاداتم وارد شود. اگرچه
استفاده از ابزارهاي تبليغي در هر زمينهاي ميتوانست مثمر ثمر باشد. وقتي اين داشتههاي
باارزش و سوابق ارزشي در نظام در تاييد صلاحيت بنده ناكارآمد است، برايم سخت است كه
بپذيرم به شيوههاي تبليغي متوسل شوم.
برخي اعتقاد دارند رد صلاحيت شما باعث ميشد تا نمايندهاي غيرتركمن از اين حوزه راهي
مجلس شود، چرا كه رأي شما و آقاي حسيني را نزديك به هم ميدانستند و حضور شما را باعث
شكستن آرا به نفع كانديداي تركمن تلقي ميكردند، آيا با اين نظر موافقيد؟
اين تاكتيكي بود براي اين كه همه كانديداهاي اصولگرا را به وفاق به سمت يك كانديد سوق
دهند و وقتي نتيجه گرفته نشد، اتفاقات ديگري رقم خورد. در بين كانديداهاي تركمن، قليزاده
نماينده سابق مجلس، سعدي بخشدار سابق كلاله، دين بخشدار سابق مراوهتپه كه هر سه تركمن
بودند و شانسهاي اول تا سوم را در بين تركمنها داشتند رد صلاحيت شدند و در بين برادران
سيستاني همه تاييد شدند.
و از بين ساير كانديداها نيز بنده رد صلاحيت شدم. در اين موضوع چند نكته نهفته است
كه به آن اشاره ميكنم. اول اين كه: در بين تراكمه سه شانس اول تا سوم از گردونه رقابت
خارج شدند. در بين برادران سيستاني در صورتي كه بر روي يك كانديد به توافق ميرسيدند،
امكان موفقيتشان دور از انتظار نبود كه در اين خصوص نيز حمايتي از سوي جريانهاي سياسي
حاكم و ذي نفوذان صورت نگرفت، بلكه برعكس يکي از مقامات هيات نظارت درست در آستانه
برگزاري انتخابات تا ساعت 3 صبح در نشست سيستانيهاي كلاله اصرار بر انصراف كانديداهاي
سيستاني به نفع كانديد راه يافته به مجلس هشتم را داشته كه اين موضوع مورد موافقت قرار
نگرفت و چنين شد كه در كمال ناباوري تحليلگران انتخابات، وحدت تراكمه حول يك كانديد
نيز با شكست مواجه شد و آنچه پيشبيني ميشد رقم خورد.
شما هزينههاي مادي و معنوي فراواني را در اين انتخابات متحمل شديد. ساعتها جلسههاي
مردمي در شهرها و روستاهاي دور و نزديك منطقه، اميدهايي كه در دل مردم خسته از وعده
و وعيدهاي عملي نشده روشن كرديد، گردآوري و سازماندهي نيروهاي خوشفكر و توانمندي كه
در گروههاي همكار شما فعاليت ميكردند و... به راستي چه كسي پاسخگوي اين هزينههاست؟
شكايت نميكنيد؟
تا به امروز بنده و خانوادهام هزينههاي بسياري را متقبل
شدهايم كه به آن افتخار ميكنيم. شركت بنده در انتخابات نيز ادامه آن است. تا ديروز
بنده را تعداد محدودي ميشناختند، اما امروز در ميان مردم دورترين نقاط روستايي مينودشت،
گاليكش، كلاله و مراوهتپه شناخته شده هستم. اگرچه بنده به مجلس هشتم راه نيافتم، اما
به قلب هزاران نفري راه يافتم كه مسلماً ره توشه آن بسيار با ارزشتر است. امروز من
نگران هزينهاي هستم كه به پاي اركان حكومت نوشته شد. تا ديروز رد صلاحيت را در شهرهاي
بزرگ ميشد شنيد و احساس كرد و مردم مناطق ما توجه چنداني به آن نداشتند و يا آن را
ميپذيرفتند، اما امروز وقتي روستائياني كه از سالهاي دور بنده و خانوادهام را ميشناسند
و مردمي كه ميدانند كريمي كانديداي رد صلاحيت شده، فرمانداري بوده كه مدير نمونه ملي
و فرماندار نمونه كشور بوده است، اين براي مردم قابل هضم نيست و اين جاست كه هزينههاي
آن قابل جبران نيست. مردم حوزه انتخابيه مينودشت و كلاله سوال ميكنند چرا معاون استاندار،
فرماندار، معاون فرماندار و بخشدار رد صلاحيت ميشوند؟ اينها سوالاتي است كه امروز
مردم پاسخش را خوب ميدانند و خود دليلش را ميدانند، ولي هزينههاي آن را چه كسي تقبل
ميكند؟ در حوزه انتخابيه مينودشت، كلاله و گاليكش رقابتي وجود نداشت، همه كانديداهاي
تاييد شده از يك جناح بودند و عملاً مردم ميبايست نماينده خودشان را از يك طيف فكري
انتخاب بكنند. اتفاقي كه در نوع خودش در اين حوزه بينظير بود.